أبو علي سينا

39

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

باشد و منافع آن . پس با ياد آرد و شهوت « 1 » را بدان منافع بر گمارد تا أو را از ايذاء أو باز دارد . چه اگر أو را ايذاء كند ، آن منافع روا بود كه به وقت حاجت ، به دو ، از أو فوت شود . و اصلاح شهوانى « 2 » به غضبى آن باشد كه ننگ دارد از قضاى شهوت با خزى و فضيحت و ارتكاب معصيت و ذلّ و ضررها ، با سلامت و شرمسارى . پس قوّت شهوانى را بدين وجه اصلاح بوده « 3 » باشد به غضبى . خواجه آن سنگ كرم كرده را به غضب ، تشبيه كرده « 4 » و آن استخوان سخت كثيف « 5 » را به شهوات . لابد آن سنگ كرم كرده را مبرّدى و مسكّنى « 6 » بايد تا نفس را هيئت بد حاصل نيايد و استخوان سخت را به ملطّفى و مليّنى « 7 » يابد تا غذا شود « 8 » . و « 9 » همچنين شهوت را مصلحى « 10 » و مسددى بايد ، تا قوّت شهوت را استيلا نبود « 11 » و اگر خورندهء سنگ كرم را مبرّدى و مسكّنى « 12 » نباشد كه آن را به حدّ اعتدال باز آرد ، هلاك شود . و همچنين متغذّى به عظم صلب « 13 » و مقوّى نباشد كه اعتدال قوّت غضب و شهوت أو نگاه دارد ، قوّت عاملهء أو منفعل « 14 » شود ازين قوا و فايدهء انسانيّت از أو دور شود . پس خواجه اندرين « 15 » رمز بدين « 16 » اشارت كرده است و ديگر قوّت وهمى را ماننده كرده به آتش افروخته و انسان را بدان حيوان ، آتشى ، چه انسان تا در اين عالم بود ، از اين قوى مفارق نشود و اين قوى ازو مفارق نشود و قوّت وهمى به غايت برّنده « 17 » و باز دارنده است . از ادراك معقولات ، و

--> ( 1 ) - و شهوت بدان . ( 2 ) - أصل شهواتى . ( 3 ) - كرده . ( 4 ) - كرد . ( 5 ) - أصل كسيف . ( 6 ) - أصل مشكين . ( 7 ) - أصل لطيفى و لينى . ( 8 ) - أصل مىشود . ( 9 ) - « واو » ندارد . ( 10 ) - أصل مصلى . ( 11 ) - شود . ( 12 ) - أصل مستكى . ( 13 ) - بعظم صلب اگر آن را مصلحتى و مقوى . ( 14 ) - أصل منقول . ( 15 ) - أصل درين . ( 16 ) - أصل رمز اشارت . ( 17 ) - پرنده .